تبليغاتX
زیر گنبد کبود
زیر گنبد کبود

سلام دوستای مهربونم. امیدوارم حالتون خوب باشه. این ماه بازار امتحانات داغه داغه وقتی بچه مدرسه ای ها رو میبینم که بعد از امتحان از مدرسه بر میگردن و دارن واسه همدیگه تعریف می کنند که امتحانشونو چطور دادن یاد مدرسه رفتن خودم میفتم.

واقعاً یادش بخیر، انقدههههههههههه دلم واسه اونروزا تنگه. مخصوصاً آخرین امتحانو که میدادم با خوشحالی تمام ( انگار داشتم پرواز می کردم) میومدم خونه و اولین کاری که می کردم یه کم میوه برمی داشتم و میرفتم جلوی تلویزیون دراز می کشیدم و تا شب هر چی برنامه داشت نگاه می کردم(دراز کشیدشو نداشت، شما ببخشید).

 از فرداشم که تو حیاط با بچه ها دوچرخه بازی و کلی بازی های دیگه می کردیم 

دوستای عزیز شرمنده که بهتون سر نمیزنم امیدوارم از دستم دلخور نباشید. ولی یه چند وقتیه که حال و حوصله ی اینترنت و وبلاگ و وبلاگ نویسی رو ندارم. دلم خیلی براتون تنگ شده ،واسه وبلاگای قشنگتون.

دوستون دارم یه عالمه  . موظب خودتون باشید.    




نوشته شده در تاريخ 88/03/03 توسط پرنیان


درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
.

 
Blog Skin